2777
2789
عنوان

ازدواج ک کردید واکنش فامیلاتون چی بود

| مشاهده متن کامل بحث + 1696 بازدید | 101 پست
نباید اهمیت داد...وگرنه دور بر می دارن...حالا روزی نیست به من نگن نامادریه دیگه...فامیلای خودم میگن ...

چطور دلشون میاد اخه 

اون طفل معصوم محبت میخواد بچه است 

بهترین کار خیریه که شما انجام میدی در حق یک انسان 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چطور دلشون میاد اخه اون طفل معصوم محبت میخواد بچه است بهترین کار خیریه که شما انجام میدی در حق یک ان ...

بله منم موندم چه جور انقدر منفورن...اصلاً من حس اینو ندارم که نامادریم حس می کنم دوستمه و برادرمه...الان دیگه ۱۵ سالشه ولی کم حرف نشنیدم.

مادر یعنی تماشایی ترین تماشایی دنیا

پشت همسرت در بیا ، هر کی هر چی گفت جوابشو بده، اونوقت اعتماد به نفس همسرتم زیاد میشه، مثلا بگو زن من ...

دقیقا همینکارو میکنم 

انصافا همسرم هم خوشگل هست هم بروز هم با وقار 

همون موقع که من رفتم خواستگاریش یه خواستگار سمج داشت

یه بار یه خانوم سن بالا فکر کرده بود من داداشش هستم 

میگفت ادرس خانواده بدین میخوایم بیام خواستگاریش گفتم حاج خانم من شوهرشم خخ

الحمدلله کم نداره برا همین ازارش میدن اونم از من شاکی میشه 

حالا زشت بود داستان دیگه داشتیم 



یه جوش پشت ابروهاش زده بود دیگه یارو متلک خودشو پروند

باورت میشه هنوزم خانمم از من شاکیه که چرا فلان فامیلت اینو به من گفته 

یا من کارم جوریه که ماموریتم چند روز خونه نیستم متلک میندازن میگن کجا ولش میکنی میری 

بله منم موندم چه جور انقدر منفورن...اصلاً من حس اینو ندارم که نامادریم حس می کنم دوستمه و برادرمه... ...

دم شما گرم پشت این بچه هستی 

وگرنه از بی کسی ممکنه گرفتار رفیق ناباب بشه

مادر خودش بهش سر میزنه؟ 

دقیقا همینکارو میکنم انصافا همسرم هم خوشگل هست هم بروز هم با وقار همون موقع که من رفتم خواستگاریش یه ...

دوتایی باید مدیریت کنین نزارین رو رابطتون تاثیر بزاره چرت و پرتای اونا، با همسرت صحبت کن، بگو تو همه جوره ایده عال منی ، ولی نباید این حرفای خاله زنکی رو راه بدیم تو حریم خودمون، الکی اوقاتمونو تلخ کنیم

تو همون مرحله خواستگاری اینقدر پشت سرت دروغ و چرت و پرت میبافن که پسره و خانوادش تو همون مرحله خواستگاری پشیمون میشن و توقع دارن با پسر بیسواد بیریخت ولگرد خودشون ازدواج کنی فامیل هر چی پسر بدرد نخوره میارن خواستگاری برای اینکه بگن خودشون بالاترن، همش تو این شهر اون شهر تو دنبال جادوگر و ساحرن تا زندگی بقیه رو از هم بپاشن تو خواب دیدم یکیشون گفت منو جادوم کرده اسمش هم گفت بهم ،تو بیداری هم شنیدم پشت سرم غیبتمو کردن، اینقدر جادو میکنن واسه همه که طلاق میگیرن بچه خودشون 

من ک سرم تو زندگی خودمه ارتباط خیلی کمی باهاشون دارم میترسم بیشتر بدگویی و جادوم کنن

مادری میشناسمشون مطمئنم صد در صد خوشحال میشن چون همه دوستم دارن حتی دایی و عموی مامانم پیشونیم رو هم بوس میکنن و دورم می‌گردن 

ولی خانواده پدری میمیرن از حسادت چون نامزدم که خانواده پدریم هنوز خبر دار نشدن از یه خانواده خوب و سرشناس توی شهرمونه خودشم شغلش یطوریه کل شهر میشناسنش یکی دو بار دختر عمم که هر کاری کرده آبروی من بره غیر مستقیم گفته خوشم از این پسره میاد ولی پا نمیده 

هر بار هم سکوت کردم چیزی لو ندادم

🤧

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792