من متاهلم و خواهرم ۲۰ سالشه و بخاطر دانشگاه و کارش هرروز تقریبا میومد خونمون الان دو سالی میشه ک این روند ادامه داره ولی مسئله اینه ک طی این دوسال من باردار شدم و زایمان و .... و تو این مدت شاید بگم پنج درصد تو کارهام کمکم کرد ولی بازم من نهایت احترام میذاشتم و براش پذیرایی و فلان همیشه فراهم بود بااینکه تهوع شدید و شاغل بودم.... اما بعد از این مدت ک چند باری گفتم خواهر کمکم میکنی خونه رو جارو بزنم یا مثلا بچمو نگه میداری و ... جوابش این بود ک بمن چه
در صورتیکه هرروز میومد خونم و میریخت بهم و میرفت هر وقت هم هرجا میخاست بره یا هرجا گیر میکرد شوهرم مث اژانس در خدمتش بود منم خیلی دلخور بودم ازش چندباری باهاش صحبت کردم گفتم ازت انتظار دارم حدقل میای خونم نریزی بپاشی ظرفای غذات وجمع کن من باردارم ظرفاتو بشور دیدم فایده نداره تازه طلبکار شد و دعوا راه انداخت منم چند وقتیه زیاد تحویلش نمیگیرم و خودش فهمیده و نمیاد من خیلی انگار راحت ترم ...
این همه واسش خرج کردم این همه محبت
تهش گفت میخاستی نکنی
کاری ب اینا ندارم فقط میخام ببینم شما جای من بودید چ میکردید؟؟