ما تو خوابگاه بغلیمون یه دختره میرفت حموم از شیشه در نور سبز دیده میشد بچه ها انقد ترسیدن و گفتن و حرف زدن پشت سرش تا اینکه اومد خوابگاه ما و با من هم اتاق شد
آخرم نفهمیدم قضیه چی بود
عمیقا دوست دارم برم اونجا که فصلاش برعکس کل دنیاست! کریسمسش تو تابستونه و بجای آدم برفی، آدم شنی تو ساحل درست میکنن. کی به کیه؟! شاید منم یه روز یه اوزی لیدی شدم 🌠
یکی از اعضای خانواده ،دوس پسری ،دوس دختری چیزی داره ،تو حموم در حال چت یا تماس تصویری بوده ،نور گوشی اون بوده حتما😂😂😂
🌼خدایا هر چیزی به وقتش برای آدمها قشنگه🌼 ...به هر کس هرچیزی رو که میخواد همون زمانی بده که آرزوشو داره.خلاصه بگم مصلحتت رو با آرزوهای آدما یکی کن،اونا کسی رو جز تو ندارن.مرسی❤️
فکر کن من دوسال پیش از خواب پریدم دیدم یه چراغ روشن داره رو سرامیکا راه میره جیغ کشیدم شوهرم برق روشن کرد باورت نمیشه کرمه اندازه بند انگشت بود ولی قد پرژکتور نور داشت😂
تا حالا شده حس کنی خدا داره پا به پات اشک می ریزه؟اون موقعی که حاجتی داری و به صلاحت نیست و بی تابی می کنی میگی خدایا آخه چرا؟خدا برای غصه خوردنت برای عجول بودنت برای بی تابیت پا به پات اشک می ریزه . من این لحظه رو حس کردم 💛🧡❤