سر به سرش نذاشتم.مامانم طبق معمول ته دیگ سیب زمینی رو تو بشقاب ما گذاشت نه خودش.منم وقتی هنوز نیومده بود،یکی از ته دیگ هام رو زیر ماکارونیش گذاشتم.
اینم از زور دلش برگشت ماکارونی ریخت تو صورت من:/
مامانم همون موقع رسید و نذاشت کاریش کنم،
اینم نامردی از پشت سرم خوابوند تو گوشم!!!
زندگیم واقعا چرته.یه مشت آدم عوضی:)))کاش بمیرم.
نمیرم هم خودکشی می کنم.