یه خاهر بزرگتر دارم البته خاهر حساب نمیکنم این اینقدر غلیظ و حسوده یعنی درونش پر از کینه و نفرت حسده من از خودم کوچیکتر خواهر دارم باهاش فقط ببینید چیجور رفتار میکنم میبرمش مغازه خوراکی میخرم کلا هواشو دارم اما اون وای نگم براتون چقدر بخیل و گداس و چقدر میسوخت برای دانشگاه رفتن من چقدر از کار پیدا نشدن برام خوشحاله و ذوق میکرد
یعنی مطمنم خدا گذاشته تو کاسه اش هیچکس قرار نیست بگیرتش و تاابد پر از نفرت بدبختی میمونه