خیلی دوست داشتم با یکی دراین مورد حرف بزن
اما کسی نبود تجریه دادم درد و دلم رو اینجا بنویسم
اما خواهشا دنبال نظر نیستم صرفا جهت درد و دل و خیلی دوست داشتم و برام جالب بود که تجربه های شما رو هم ببینم که آیا شماهم عادت بدی دارید که باعش شده باشه
نظم زندگیتون ازتون صلب بشه
حقیقتا من از خودم رو شناختم آدم "کمال گرایی بودم"
دوست داشتم همه چیز و همه کس بینقص بنظر برسن
حتی خودم!؟ بدون هیچ عادت و یا اخلاق بدی یا سمی!!!
واقعا خنده داره مگه نه؟؟؟
حالا گوش بدید ادامهاش رو بگم:
خلاصه هرچقدر که سن من بالا رفت این کامل گرایی هم
بیشتر شد و حالا از حق نگذریم خیلی کمکم کرد که پیشرفت کنم اما نه درحدی که بهم لطمه زد.
من خیلی آدم هولیم هستم
الان نگاه نکنید که چقدر ریلکس با شما صحبت میکنم
چونکه مسلماً هرآدمی توی تنهایی خودش آرومتره تا
داخل جمع*منظورم کسایی که مثل من مشکل ارتباط دارن
آره دیگه خلاصه من از ترس اینکه مبدا خراب کنم که در نهایت هم میکنم انقدر هول میشم که ممکن ندونم چی دارم میگم
باور می کنید؟؟؟
اطرافیانم میگم تو حرف زدن خیلی تندی
یا وقتی عصبانی میشه با خاطره ای رو تعریف
میکنی خیلی صدات بلند(نه اینکه عربده بکشم فقط تُن
صدام بالا میره که خب دلیلش اینکه من بدبخت بیچاره
یبار تو همرم نشده حرفی بزنمو بقبه مدام نپرن وسط حرفم
منم دیگه محبورم مدام بلند بلند حرف بزنم که ساکت بشن
هرچند بعضیاشون از عمد ورم دارن و خفه خون نمیگیرن)
آدم خیلی خنثی هم هستم نمیدونم چرا
یعنی حالت چهرهام برخلاف احساسی که دارم
بی تفاوته یعنی هرچقدر خودم هم جر بدم انگار که نه انگار
مثلا من ناراحتم یا عصبانیم یا ابراز همدردی میکنم بیشتر تمرکزم رو حالت صورت مقابله
ارتباطم که خیلی سخت میگیرم
چونکه میدونم آدم حساسیم یعنی سخت پسندم
ای خدااا چیکار کنم دارم دیونه میشم اونقدرهم که هیچ
راهکاری برای برطرف کردن این مشکلات نداشتم الان خندهام گرفته🤣😂😅