2777
2789
عنوان

سرگذشت خوب یا بد؟

224 بازدید | 12 پست

سلام من خیلی وقته مطالب این سایت رو میخونم و از تجربیات بقیه استفاده کردم.امروز خواستم قصه ی زندگیمو بنویسم تا نظر بقیه رو بدونم و شاید از احساساتی که نسبت به خودمو زندگیم دارم رها بشم.سعی میکنم کوتاه باشه.از دوران ابتدایی در مدرسه دختر زرنگ و با هوشی بودم و همیشه شاگرد اول مدرسه.همیشه دوست داشتم تو درسم موفق بشم و مایع افتخار خانواده. من تو یه خانواده پر جمعیت بودم و مشکلات زیادی داشتیم طوری که گاهی اوقات وقتی میرفتم مدرسه با خودم می گفتم الان یه اتفاقی تو خونه میفته. دو تا خواهر بزگتر داشتن که یکیشون مجرد بود تقریبا ۷سالی ازم بزرگتر بود اونم خیلی درسش خوب شد اما  تو دوران دبیرستان  دچار یه عشق بچگانه شد و همین پایه بیشتر مشکلاتمون شد.درسش ضعیف شد و نتونست دیپلم بگیره و نشست خونه از طرفی هم اون عشقش اصلا نیومد خواستگاری ولی بهش قول و قرار داده بود.خواهرم خواستگارهای زیادی داشت اما رد میکرد و خانواده آن کم کم داشتن نگران میشدن هر کسی رو به یه بهونه ای .منم با تمام مشکلات خانوادگی بچه آروم و درس خونی بودم و سرم به کار خودن بود تا اینکه یه خواستگار برا خواهرم اومد که خانواده خیلی قبولش داشتن و نمیخواستمن از دستش بدن اما خواهرم همچنان روی یه پا وایستاده بود نه.این خواستگار سمج هم دست بردار نبود.من تو این زمان اول دبیرستان بودم و تو رویاهای نوجوانی خودم بسر میبردم که ...که یکدفعه خانواده به خواستگاره گفته بودن این دخترمان که هر کاری میکنیم راضی به ازدواج نمیشه یه دختر کوچکتر داریم همدیگر رو ببینید شاید همو پسندیدید🙁🙁اونا هم قبول کردن و من بیخبر از همه جا از مدرسه برگشتم دیدم برام خواستگار اومده .من از جر و بحث های خانوادگی خسته شده بودم خانوادم بهم گفتن ازدواج کن شاید این خواهرت سر عقل اومد منم چیزی سرم نمی شد گفتم باشه و تنها شرط ادامه درسم بود البته هیچ علاقه به پسره نداشتم و فقط برای رهایی از جر و بحثهای خانوادگی قبول کردم.میدونید بچه بودم قدرت تصمیم نداشتم تمام افتادم این بود که جو خانواده متشنج نشه.نمیدونستم ازدواج چیه.خلاصه تموم شد و عقد کردیم ولی هرچه پیش می رفتیم من پشیمون تر میشدم وقتی هم سن وسالامو میدیم غصه میخوردم .اصلا دوست نداشتم نامزدم بیاد خونمون.به دوستام نگفته بودم ازدواج کردم چون اگه مدیر نفهمید اخراج میشدم.منی که فکر میکردم با ازدواج من همه چی حل میشه حالا خودم شده بودم مشکل نام زدم میومد دنبالم بریم جایی گریه میکردم باهاش نمی رفتم. البته خب اون تقصیری نداشت من بچه بودم.خلاصه یکی دو سالی گذشت و با هم عروسی کردیم البته اینم بگم تو این یکی دو سال بهتر شده بودم .بهش علاقه مند شدم.و کمی مهربانتر.یک سال بعد عروسی بچه دار شدم .بعد کنکور شرکت کردم و رفتم دانشگاه و الان لیسانس روان شناسی هستم.بچه و شوهرم رو خیلی دوست دارم اما از اینکه همه چی به موقع نبود خیلی ضربه خوردم خیلی.سرتون رو درد آوردم معذرت میخوام.




نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

عزیزم قسمت و روزیه شما اینجوری بوده به نظرم سرگذشت خوبی بوده 

ان شاالله که همیشه خوش باشید 

حالا اون خواهرتون ازدواج کرد ؟

گروه آبی  شروع چالش اول مهر وزن اولیه ۷ تیر ۹۹ کیلو وزن شروع چالش پاییزی ۸۶۴۰۰🙄وزن هدف ۷۵ان شاالله 😍 هدف اول۸۵💪 هدف دوم ۸۰ 🔒هدف سوم ۷۵🔒 یبار تمام تلاشت رو بکن و همون چیزی شو که میخوای 😚
واسه چی ضربه خوردی 

همین که بچگی نکردم.دوران نامزدی همسر مو درک نمی کردم و کلا از این که نتونستم تو هر دوران درست رفتار کنم خب یکیش مثلا اینکه همسرم بامن زیاد حرف میزد ولی چون درکش نمیکردم بهش بی اعتنا بودم همین باعث شده الان همسرم زیاد با من حرف نمیزنه ولی من الان دوست دارم مثل اون دوران باشه

عزیزم قسمت و روزیه شما اینجوری بوده به نظرم سرگذشت خوبی بوده  ان شاالله که همیشه خوش باشید&nbs ...

سه سال بعد با یکی از خواستگاراش ازدواج کرد با خواست و دلش

۲۴ سالمه پسرم ۷ سالشه و همسرم ۳۶ بله حرف شما درسته

اخی منم 24سالمه خوشحال باش بچت بزرگ شده از ابو گل در اومده 

فاصله سنیت باهاش کمه حرفشو میفهمی بعدا هم یه مادرشوهر جوونی خیلی خوبه 😊😊😊😄😄😄

من تازه رفتم اقدام 

نوزده ازدواج کردم 


گروه آبی  شروع چالش اول مهر وزن اولیه ۷ تیر ۹۹ کیلو وزن شروع چالش پاییزی ۸۶۴۰۰🙄وزن هدف ۷۵ان شاالله 😍 هدف اول۸۵💪 هدف دوم ۸۰ 🔒هدف سوم ۷۵🔒 یبار تمام تلاشت رو بکن و همون چیزی شو که میخوای 😚
همین که بچگی نکردم.دوران نامزدی همسر مو درک نمی کردم و کلا از این که نتونستم تو هر دوران درست رفتار ...

به خاطر اختلاف سنیتونه طبیعیه 

اشکال نداره الان یه خانومه شاد باش شوهرتم کم کم همونجوری و حتی بهتر میشه 

گروه آبی  شروع چالش اول مهر وزن اولیه ۷ تیر ۹۹ کیلو وزن شروع چالش پاییزی ۸۶۴۰۰🙄وزن هدف ۷۵ان شاالله 😍 هدف اول۸۵💪 هدف دوم ۸۰ 🔒هدف سوم ۷۵🔒 یبار تمام تلاشت رو بکن و همون چیزی شو که میخوای 😚
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز