هفته پیش با همسرم دعوام شده بود سر یه چیز بیخود رفتم خونه بابام اونجا که در مورد دعوامون با مامان بابام حرف زدم(۱۳ بدر امسال قرار بود با خانواده من بریم بیرون بهشونم گفته بودم که با شما میاییم ولی اصلا بهمون زنگ نزدن که اماده باشید و.... شوهرمم گفت معاومه دوس ندارن باهاشون بریم) براشون تعریف کردم که شوهرم اینو گفته مامانمم برگشت گفت اصلا شاید ما دوس نداشته باشیم با شما بریم بیرون
خیلیییی از این حرفش قلبم درد گرفت
وقتی شوهرم اومد دنبالم بهش گفت چرا برای ۱۳ بدر اینو گفتی شاید ما نخواییم با شما بریم بیرون و خلاصه با عصبانیت باهاش حرف میزد شوهرمم گفت مامان ۸۰ درصد دعواهامون بخاطر حرف های شماس من زیاد دست و بالم باز نیست شاید نتونم خیلی چیزارو براش بخرم که همشو حتما براش جبران میکنم ولی چرا شما همش بهش میگید فلانی اینو داره تو نداری مامانمم گفت خودش میاد میگه ندارم و هرچی باهاش درددل کرده بوده چه از بی پولی چه از دست خانواده همسرم همشو تعریف کرد منم گفتم مامان چرا داری دعوامون رو بزرگ تر میکنی که گفت پاشو برو ببرون و....
من الان خونه خودمم ولی با پدرم باهام حرف نمیزنن زنگم میزنم جواب نمیدن خیلی ناراحتم من مثلا تک دخترم