بچه ها من سه ساله ازدواج کردم تو یه حیاط با مادرشوهر هستم از روز اول فقط حرف حرف مادرشوهرم بوده و شوهرم هیچ انتقاد گلایه نظر عروس براشون مهم باشه اصلا هیچی رو قبول نمیکنن و دائم مادر و پسر میبرن و میدوزن واسه خودشون مثلا خواهرش به شهر دیگست من اصلا راحت نیستم برم اونجا بخوابم بمونم مادرش میبره و میدوزه و بریم پیش خواهرت شوهرم به من میگه فلان روز میریم پیش خواهرم میگم با مادرت برو دعوا و جنگ راه میندازه نمیدونم به اینا چجوری بفهمونم فقط این موضوع نیست کلا همیشه همینن یعنی خسته شدم واقعا