2777
2789
عنوان

دیگه خسته شدم

84 بازدید | 6 پست

خدا پدر مادرمو حفظ کنه . خداروشاکرم بخاطر وجودشون

ولی واقعا از یه سنی به بعد دیگه نمیشه خونه پدر مادر زندگی کرد

من شاغلم از لحاظ مالی مستقلم  لی مثل یه بچه ۴ ساله باهام رفتار میشه

۲۹ سالمه دلم میخواد خونه زندگی خودمو داشتم دوست داشتم ازدواج میکردم

ناشکر نیستم اصلا، خداروشکر سایه پدر و مادرم رو سرمه ولی واقعا یه چیزایی پیدا میشه گیر میدن که آدم به مرور خسته میشه. چیزای بیخودی والکی

امروز پنجره اتاقمو رو باز گذاشته بودم مامانم اومد بست، بهش میگم یعنی اختیار یه باز کردن پنجره رو ندارم؟ این اتفاق پیش پا افتاده و مسخره و کوچیک باعث شد امشب خیلی گریه کنم

کم طاقت و بی ظرفیت نیستم که واسه همچین چیزی گریه کنم 

قضیه فقط همین یبار و این اتفاق کوچیک نیست قضیه خیلی رفتارا و حرفا ست. 

مسئله همه چیزاییه که جمع میشه و اخرش سر یه اتفاق کوچیک فوران میکنی

این یه نمونه کوچیک بود و فقط همین نیست . انقدر زیاده که نمیتونم بگم

تنها دغدغه من اینه یه ازدواج خوب قسمتم بشه ازین رفتارا وطعنه ها و نگاه ها خلاص شم

توروخدا اگه در توانتون هست دریغ نکنید دعا کنید همینروزا یه ازدواج خوب قسمت من بشه


نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

قدرشونو بدون عزیزم سنشون زیاده گاهی وقتا ی چی میگن

قدردان و شکرگذار هستم ولی قبول کنید خیلی گیر دادن آدمو دیوونه میکنه

باید تو شرایط من باشید بدونید به چه چیزایی گیر میدن

قدردان و شکرگذار هستم ولی قبول کنید خیلی گیر دادن آدمو دیوونه میکنهباید تو شرایط من باشید بدونید به ...

من خیلی بحث و دعوا داشتممم باهاشون الان ک ازدواج کردم راهم دوره دلم برا همونا هم تنگ شده🥹

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108