۱۹ سالمه ۸ ماهه عقد کردم
راستش من فکر میکنم فقط اسمی ازدواج کردم هنوز از نظر خانوادم چون فقط نرفتم سر خونه زندگیم حق دارن تو کارای من دخالت کنن
یه شب رفته بودیم خونه داییم همه بودن منم با شوهرم بودم من شالم خیلیم عقب نرفته بود ولی از اونجایی که مامانم خیر سرش خیلی معتقده
یهو تو جمع به شوهرم اشاره کرد گفت بگو شالشو بکشه جلو اگه نه موهاشو میکشم!!! در صورتی که خواهرم هم که ۱۵ سالشه شالش دقیقا عین من سرش بود به اون هیچی نگفت
بعد یکی از خاله هام از این شال های توری نازک سرش بود به مامانم گفتم من واسه عید میخواستم از اینا بخرم اتفاقا شوهرم هم خوشش اومد یهو گفت گوه میخوری من نمیذارم سرت کنی بخری هم فقط تو عروسی ها میپوشی یا تو مجلس ها!!!
میخواستم برم خونه ی مادر شوهرم موهامو فر کرده بودم بعد از اونجا خونه مامان بزرگم دعوت بودیم
رفتیم با شوهرم بعدش مامانم گفت گوه میخوری اینجوری بلند میشی میای جلو خانواده ی من
( میخواستم بگم ری.دم دهن تو و خانواده ات) شوهرم هیچی نمیگه چون خانواده ی خودش آزاد هستن ولی باز مامانم حرف میزنه خرجیمو که شوهرم میده
اختیارم که دست شوهرمه نمیفهمم مشکل اینا چیه
کسایی که میگن مادره احترام نگه دار یه سر به تاپیک های قبلیم بزنن پشیمون نمیشن