سلام دوستان
من ۲۴ سالمه ، خواهرم هم ۲۷ ، من دو هفته ای هست که دچار سرماخوردگی شدید شدیم طوری که نفسم بالا نم یاد خالم هم شنیده بود ، از مامانم . رفتم عکس ریه انداختم تست تنفسی دادم ، ولی تو این دو هفته هد وقت خالمکه با مامانم صحبت می کرد ، نمیگفت گوشی رو بده به من که باهاش صحبت کنم ، حتی یه پیامساده هم نداد. بچه اش هم که ۵ سالشه خیلی حاضر جواب و پرروعه و با من خیلی بده در صورتی که من با بچش خوبم . توهین می کنه به من فوش می ده ، در صورتی که من با بچه هیچ کاری نردم ، به مامانمهمحرف می زنممی گه تو دیگه از مهرماه معلم مقطع ابتدایی شی ، نباید آنقدر زود رنج باشی ، آخه من دانشجوی سال پایانی دانشگاه فرهنگیان هستم .
غیر از اون خالم من باهاش حرف می زنم زیاد توجه نمی کنه بهم به صورتم نگاه نمی کنه ، وقتی داره حرف می زنه خالم ۴۰ سالشه ، دیگه مطمئن شدم از من بدش می یاد 😔😔😔 ، یه بار با صدای بلند با بچه صحبت کردم مامانم هر چی از دهنش در اومد به من گفت 😑😑😑😑
نظرتون چیه ؟