بچها بعد از ظهر از خواب بود شوهرم بیدار شد گفت چایی داریم گفتم تو فلاسک اره گفت نه اونو نمیخورم منم تو گوشیم داشتم خرید اینترنتی انجام میدادم صبر کردم انجام شه بعد چایی دم کنم پنج دقیقه بعد بلند شدم یعنی قشنگ پنج دقیقه بعدش بود یهو برگشت گف چرا وقتی من گفتم بلند نشدی گفتم خب کار داشتم الان که دارم دم میکنم یهو بلند شد اومد سمتم گف چی گفتی منم گفتم کار داشتم یهو محکم زد گردنم منم شوکه شدم چنگ انداختم سینش گفتم گمشو اونور اونم عصبی شد محکم موهامو کشید منم واقعا دردم گرفت نشستم گریه کردن اومد سمتم دستامو گرف گفت الان مثلا که چی منم یهو ساکت شدم فکر کنه تموم شده دیگه بلند شدم محکم موهاشو کشیدم واقعا حالم دست خودم نبود چون منو کسی تاحالا کتک نزده کلا دیونه شده بودم موهاشو محکم میکشیدم محکم هم زدم گردنش و با گریه داد گفتم حق نداری منو بزنی تو حق نداری موهامو بکشی میدونستم دیگه قبر خودمو کندم چون خیلی حالم بد بود و رفتارم دست خودم نبود ولی درکمال تعجب هیچی نگفت حتی ادامه هم نداد منم گریه میکردم لباساشو پوشید و رفت دیگه اخرش چی میشه نمیدونم ولی موقع رفتن گفت کتکت نزدم پرو نشی چون میدونستم وقتی کتکش میزنم اون بدتر میکنه ولی هیچکاری نکرد و رفت بنظرتون تقصیر کیه😭😭😭🖤🖤