طبق تایپینگ قبلی ...
که گفتم بحثم شده و شش ماه از عروسیم گذشته قهر کردم خونه مامانم رفتم یک روز و نصفی ....
آقا تشریف آورد اومد دنبالم ...
سر چی هم رفتم به من گفت توی دعوا :
تو برا من هم خونه ای
به خاطر اینکه دو میلیارد خرج کردم عروسی گرفتم مجبورم تحملت کنم
حسی ندارم
و جاشو هم جدا کرده بود کامل منم زدم زیر گریه گفتم فردا از اینجا میرم حالا که حسی بهم نداری
گفت اوکی
و منم رفتم چون اصلا سعی نکرد من منصرف کنه
بعدم که رفتم یک بار کلا پشت گوشی گفت باشه حالا ببخشید با اینکه من چیزی نگفتم تو همه زیاد بزرگ میکنی 💔🖤
دیگه اومد اونجا دنبالم من آورد خونه
نه گفت ببخشید
نه هیچی بوسم کرد من برد تو اتاق ورابظه
حتی در حین رابطه گفتم من اذیت دارم میشم از رفتارت هیچ محل نداد بعدم که تموم شد کارش گفت بیا بخوابیم من فردا باید برم سرکار چ مثل تو حوصله ندارم ....
منم زدم زیر گریه که آقا من ناراحت بودم ...
اول باید از دلم درمیاوردی بعد رابطه ...
نه اول این من الان احساس میکنم فقط برا رابطه من آوردی خونه ... یکم توجیح کرد و معذرت خواهی هم کرد ولی من قلبم پذیرا نیست همه حرفاش تو ذهنم مونده و نمیتونم ببخشمش ...
چه کنم ؟