من دختر داییمو دوست دارم و هیچ دختری به اون اندازه برام جذاب نیست و باهیچکس جز اون خوشحال نیستم کنار اون همه چیز یادم میره یه چیز شبیه کراش همش حس میکنم تو زندگی قبلیم اون معشوق ام بود واقعا اگه خیلی پولدار بودم دستشو میگرفتم میبردمش یه جای دور باهاش زندگی میکردم
البته اون ازدواج هم کرده و از موضوع راضی نیستم واقعا