2777
2789
دوستان بنظرتون حیفه بچه ۶ ماهه تو شکم رو سقط کرد آخه یدونه بچه دارم دیگه نمیخواماز طرفی میگم بچه گنا ...


بچه شیش ماهه دیگه سقط نمیشه !!

اون یه ادمه که یه ماه دیگه میتونه خارج از شکم تو زندگی کنه!!

تازه یاد سقط افتادی؟

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

رابطه خارج از ازدواج =فرار پسر بی ابرویی باکره نبودن شب عروسی و انداخته شدن به بیرون حجله توسط داماد

ولی اینا در همه مواقع درست نیستا

برخی آدما و خانواده ها طرز فکر متفاوتی دارن

مگه انسان ها زباله ان که انداخته شدن به بیرون حجله توسط داماد؟ :/

رابطه خارج از ازدواج =فرار پسر بی ابرویی باکره نبودن شب عروسی و انداخته شدن به بیرون حجله توسط داماد

دامادای امروزی اصلا براشون مهم نیست  چون تو عقد فکر میکنن که خودشون برداشتن

ما به آزمون و خطا استادیم استتتتتتتاد
دوستان بنظرتون حیفه بچه ۶ ماهه تو شکم رو سقط کرد آخه یدونه بچه دارم دیگه نمیخواماز طرفی میگم بچه گنا ...

😐 حیفه؟

نرهای سایت درخواست دوستی ندین😡 خدایا دخترمو خوشبخت و سفیدبختش کن عاقبت بخیرش کن نذار حسرت هیچی تو دلش بمونه به دخترمو همسرم و خودم طول عمر بده و مارو کنار هم به همه آرزوهامون برسون😘🥰😍

دوستان بنظرتون حیفه بچه ۶ ماهه تو شکم رو سقط کرد آخه یدونه بچه دارم دیگه نمیخواماز طرفی میگم بچه گنا ...

این چیش به رابطه گلم ؟

بچه ۶ ماهه ی توی دلت رو همین الان زایمان کنی یه نوزاد کامله دلت میاد بچتو بکشی ؟

چطور میتونی حتی بهش فکر کنی ؟

نکن چند نفر رو دیدم که میگفتن بعد اینکار بدبختی بوده که تو زندگیشون سرازیر شده 


لطفا به نیت حاجتم صلوات یا حمد میفرستید.ممنونم زیبا ها♥️زني را مي شناسم من، که شوق بال و پر دارد، ولي از بس که پر شور است، دو صد بيم از سفر دارد... زني را مي شناسم من، که در يک گوشه ي خانه، ميان شستن و پختن، درون آشپزخانه... سرود عشق مي خواند، نگاهش ساده و تنهاست، صدايش خسته و محزون، اميدش در ته فرداست...زني را مي شناسم من،که مي گويد پشيمان است، چرا دل را به او بسته، کجا او لايق آنست... زني هم زير لب گويد، گريزانم از اين خانه، ولي از خود چنين پرسد،چه کس موهاي طفلم را، پس از من مي زند شانه؟.. زني با تار تنهايي، لباس تور مي بافد، زني در کنج تاريکي، نماز نور مي خواند...زني را مي شناسم من،که مي ميرد ز يک تحقير،ولي آواز مي خواند،که اين است بازي تقدير... زني با فقر مي سازد، زني با اشک مي خوابد، زني با حسرت و حيرت،گناهش را نمي داند... زني واريس پايش را، زني درد نهانش را، ز مردم مي کند مخفي، که يک باره نگويندش، چه بد بختي چه بد بختي... زني را مي شناسم من، که شعرش، بوي غم دارد، ولي مي خندد و گويد، که دنيا پيچ و خم دارد..زني مي ترسد از رفتن که او شمعي ست در خانه، اگر بيرون رود از در، چه تاريک است اين خانه...زني را مي شناسم من،که رنگ دامنش زرد است،شب و روزش شده گريه،که او نازاي پردرد است...زني را مي شناسم من،که ناي رفتنش رفته،قدم هايش همه خسته،دلش در زير پاهايش،زند فرياد که بسه... زني در کار چون مرد است، به دستش تاول درد است، ز بس که رنج و غم دارد، فراموشش شده ديگر، جنيني در شکم دارد...شخصا از خداوند مهربان مسئلت دارم آقایون عضو نی نی سایت رو عاقل و از اینجا بیرون کنه😒 

دامادای امروزی اصلا براشون مهم نیست چون تو عقد فکر میکنن که خودشون برداشتن

پس دور از جون همه ی داماد ها این داماد هایی که مثال میزنید چقدر بی غیرتن 🙄

لطفا به نیت حاجتم صلوات یا حمد میفرستید.ممنونم زیبا ها♥️زني را مي شناسم من، که شوق بال و پر دارد، ولي از بس که پر شور است، دو صد بيم از سفر دارد... زني را مي شناسم من، که در يک گوشه ي خانه، ميان شستن و پختن، درون آشپزخانه... سرود عشق مي خواند، نگاهش ساده و تنهاست، صدايش خسته و محزون، اميدش در ته فرداست...زني را مي شناسم من،که مي گويد پشيمان است، چرا دل را به او بسته، کجا او لايق آنست... زني هم زير لب گويد، گريزانم از اين خانه، ولي از خود چنين پرسد،چه کس موهاي طفلم را، پس از من مي زند شانه؟.. زني با تار تنهايي، لباس تور مي بافد، زني در کنج تاريکي، نماز نور مي خواند...زني را مي شناسم من،که مي ميرد ز يک تحقير،ولي آواز مي خواند،که اين است بازي تقدير... زني با فقر مي سازد، زني با اشک مي خوابد، زني با حسرت و حيرت،گناهش را نمي داند... زني واريس پايش را، زني درد نهانش را، ز مردم مي کند مخفي، که يک باره نگويندش، چه بد بختي چه بد بختي... زني را مي شناسم من، که شعرش، بوي غم دارد، ولي مي خندد و گويد، که دنيا پيچ و خم دارد..زني مي ترسد از رفتن که او شمعي ست در خانه، اگر بيرون رود از در، چه تاريک است اين خانه...زني را مي شناسم من،که رنگ دامنش زرد است،شب و روزش شده گريه،که او نازاي پردرد است...زني را مي شناسم من،که ناي رفتنش رفته،قدم هايش همه خسته،دلش در زير پاهايش،زند فرياد که بسه... زني در کار چون مرد است، به دستش تاول درد است، ز بس که رنج و غم دارد، فراموشش شده ديگر، جنيني در شکم دارد...شخصا از خداوند مهربان مسئلت دارم آقایون عضو نی نی سایت رو عاقل و از اینجا بیرون کنه😒 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108