از انتخاب بازیگری و داستان پردازی تا ادای دیالوگ و چیزای دیگه.
من خیلی کم پیش میاد انقد از یه سریالی خوشم بیاد ولی این و جان سختکه اخیرا پخش شد و خیلی دوس دارم
خب چجوری بگم، پوستهی بيرونيم يه دختر قويه كه به كسی نياز نداره و خيلی خوشحاله؛ ولی درون خودم، یه دخترِ كوچولو با چشمای اشكی نشسته و منتظر يكی بياد ازش بپرسه چته.
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
هومن سیدی عاااااالیه. کار درست، باسواد، خوش فکرمن اینقدر دوستش دارم قسمت جدید که میاد چندروز طول میک ...
دیشب قسمت جدیدش اومد ترکوندددد واقعا
درجه یککک عاشق هومن سیدی و جواد عزتی م
خب چجوری بگم، پوستهی بيرونيم يه دختر قويه كه به كسی نياز نداره و خيلی خوشحاله؛ ولی درون خودم، یه دخترِ كوچولو با چشمای اشكی نشسته و منتظر يكی بياد ازش بپرسه چته.
جان سخت منم میدیدم ، پایان بندی با شکوهی نداشت از یه جایی به بعد انگار میخواست سر و ته قضیه رو جمع ک ...
پوست شیر و زخم کاری و قورباغه رو خیلی میدوستممم
نه جان سخت فصل دو داره ولی مث اینکه فعلا قرار نیس بسازنش
خب چجوری بگم، پوستهی بيرونيم يه دختر قويه كه به كسی نياز نداره و خيلی خوشحاله؛ ولی درون خودم، یه دخترِ كوچولو با چشمای اشكی نشسته و منتظر يكی بياد ازش بپرسه چته.
خب چجوری بگم، پوستهی بيرونيم يه دختر قويه كه به كسی نياز نداره و خيلی خوشحاله؛ ولی درون خودم، یه دخترِ كوچولو با چشمای اشكی نشسته و منتظر يكی بياد ازش بپرسه چته.
خب چجوری بگم، پوستهی بيرونيم يه دختر قويه كه به كسی نياز نداره و خيلی خوشحاله؛ ولی درون خودم، یه دخترِ كوچولو با چشمای اشكی نشسته و منتظر يكی بياد ازش بپرسه چته.
اگه فصل دو داره که عالیه من زخمکاری به نظرم خوب بود ولی نمیتونستم ارتباط بگیرم و درک کنم شخصیت هارو ...
افعی تهران چن قسمتش دیدم خسته کننده بود دیگه ندیدم
ولی بجاش خیلی با زخم ارتباط گرفتم ولی فصل اخرش جالب نبود زیاد
خب چجوری بگم، پوستهی بيرونيم يه دختر قويه كه به كسی نياز نداره و خيلی خوشحاله؛ ولی درون خودم، یه دخترِ كوچولو با چشمای اشكی نشسته و منتظر يكی بياد ازش بپرسه چته.
خب چجوری بگم، پوستهی بيرونيم يه دختر قويه كه به كسی نياز نداره و خيلی خوشحاله؛ ولی درون خودم، یه دخترِ كوچولو با چشمای اشكی نشسته و منتظر يكی بياد ازش بپرسه چته.
خب چجوری بگم، پوستهی بيرونيم يه دختر قويه كه به كسی نياز نداره و خيلی خوشحاله؛ ولی درون خودم، یه دخترِ كوچولو با چشمای اشكی نشسته و منتظر يكی بياد ازش بپرسه چته.