چقدر اونروز ناراحتت بودم خیلی زیاد ها
اونروز یه فیلمی بود که مرد زنش مرده بود رفته بود یه زن ددیگه گرفته بود چقدر قشنگ بلد بود واومد با دختر ش دوس شد خیلی دختر بچه مقاومت کرد بد رفتاری میکرد ادیتش میکرد ولی زن دوم حوصله کرد قشنگ بلد بود عین مادر بچه رفتار میکرد حتی عین اون لباس میپوشید
اخرش دختر بچه بهش گفت مامان
میگم چرا تو این روشو اجرا نمیکنی
ببرش پارک بزاش کادو بخر بگو بیا موهاتو ببافم شبا تو کنارش بخاب پسرتو ول کن ان تنها هم میتونه بخابه بچسب به این بچه ببین خیلی راه هست
در مورد شوهرت که میگی خرجی نمیده ببین اگهاون ببینه میخای برای درست شدن این رابطه تلاش کنی حتما کمک میکنه بگو که خوراکی هاشو بده من بخرم بگو فقط برای اون میخرم
ازش بپرس که ایا واقعا دوست داری این زندگی درست بشه
پس باید کمکم کنی
کافیه یکبار شوهرت جلو بچه ها ازتو دفاع کنه مثلا وقتی دخترش عدا نمیخوره یا ایراد میگیره باید بهش بگه همه ما این غدارو میخوریم پس تو هم جز این خانواده ایی وباید بخوری وگرنه گرسنه میمونی
اونوقت بچه ببین چجوری رام میشه
اگر شوهرتمخالفت کرد بگو فقط یکبار بیا امتحان کنیم قول بدعبهش که با دخترش عین یک مادر واقعی رفتار خواهی کرد بگو من برگشتم تا زندکیمو نجات بدم
و....