2777
2789
عنوان

صداکن مرا

54 بازدید | 0 پست

صدا کن مرا


صدای تو خوب است


صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است


که در انتهای صمیمیت حزن می روید


در ابعاد این عصر خاموش


 من از طعم تصنیف درمتن ادراک یک کوچه تنهاترم


بیا تابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است


و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد


و خاصیت عشق این است


کسی نیست


 بیا زندگی را بدزدیم آن وقت


میان دو دیدار قسمت کنیم


 بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم


بیا زودتر چیزها را ببینیم


 ببین عقرباک های فواره در صفحه ساعت حوض


 زمان را به گردی بدل می کنند


 بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام


 بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را


مرا گرم کن

و یک بار هم در بیابان کاشان هوا ابر شد


و باران تندی گرفت


 و سردم شد آن وقت در پشت یک سنگ


 اجاق شقایق مرا گرم کرد


 در این کوچه هایی که تاریک هستند


  من از حاصل ضرب تردید و کبریت می ترسم


 من از سطح سیمانی قرن می ترسم


  بیا تا نترسم من از شهرهایی که خاک سیاشان چراگاه جرثقیل است...

و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهانید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108