من ۱.۵ ازدواج کردم
شوهرم هیچ حمایتگری نداره، مستاجریم
یه مغازه داره که با بی پولی نمیشه اداره ش کرد
اگر جمعش کنه با وام و بدبختی میشه یه خونه معمولی خرید
همش دعوا داریم، پول نداره بزاره روی پیش خونه و جابجا بشیم
مغز من داره منفجر میشه ، خیلی پر رو هم هستش
روز اول که اومد خواستگاریم گفت پول دارمو بزار مغازه بزنم سر یکسال خونه میخرم ، الان میگه همینه که هست ندارم
چکار کنم
احساس میکنم تو گل گیر کردم