جاری بزرگترم آرایشگاه دید و منو و یه جاری دیگ رفتیم اونجا برا عروسی چشمتون روز بعد نبینه یه آرایش غلیظ غلیظ زد.
جاری کوچکترم رو شوهرش دید تو حیاط گفت بشور اونم شست و تر تمییز رفت عروسی.ولی من با همون رنگ و لعاب.
یه کت و دامن هم دوخته بودم که به شوهرم دادم ببره خشک شویی خواهر شوهرم نذاش گفت خودم اتو میکنم چیزی نیس.
بعد همون روز عروسی به شوهر گفت کاش رو از خشکشویی بگیره شوهرم شوکه شد.ولی فقط غر غر کرد.
تو فیلم اون عروسی من رو کسی نمیشناسه.حالا عروسی جاری ته تغاری شوهرم یه کت و دامن اعیان خرید و موهامو بردم آرایشگاه و خودم تو هتل آرایش سبک کردم عالی شد.