2777
2789
ممکنه به شما گفته دختره...یکی از فامیلای ما هم تا 9 ماه به همه گفت دختره ولی وقتی زایید پسر شد.معلوم ...

عجب ادمایی پیدا میشن من عاشق دخترم نمیدونم این پسرا چی دارن ک همه برا داشتنش تلاش میکنن هرچی خدا بخواد فقط سالم باشه

گر جان به جان من کنی جان و جهان من تویی  سیر نمیشوم ز تو تاب و توان من تویی😻

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

اخه مادر شوهرم مادرم همشون میخواستن بندازم میگفتن تو عقد بد میشه ولی شوهرم گف زن عقدیمه نامحرم ک نیس ...

من تو عقد باردار میشدم مادرشوهرمم دارمون میزد هنو وقت عقد فهمیده بود خونه ما شبا پیش هم میخوابیم زنگ زد به مامانم گف باباش میگه اگه اتفاقی بیفته عروسی نمیگیریم پس نزارید پیش هم بخوابن 

گر جان به جان من کنی جان و جهان من تویی  سیر نمیشوم ز تو تاب و توان من تویی😻
من تو عقد باردار میشدم مادرشوهرمم دارمون میزد هنو وقت عقد فهمیده بود خونه ما شبا پیش هم میخوابیم زنگ ...

مادرشوهر من گفته بود اگ حامله شی من قبول نمیکنم عروسیم نمیگیرم من حامله هم شدم قبولمم کردن بچمم از بچه خواهر شوهرم بیشتر دوسدارن عروسیم گرفتن😄😄😄😄

 ۹۹/۹/۹  💖💖
مادرشوهر من گفته بود اگ حامله شی من قبول نمیکنم عروسیم نمیگیرم من حامله هم شدم قبولمم کردن بچمم از ب ...

خخخ خوشابه حالت نه فامیل شوهرمن مال عهد بوقن و طرز فکرشون قدیمی 

گر جان به جان من کنی جان و جهان من تویی  سیر نمیشوم ز تو تاب و توان من تویی😻
من تو عقد باردار میشدم مادرشوهرمم دارمون میزد هنو وقت عقد فهمیده بود خونه ما شبا پیش هم میخوابیم زنگ ...

وای عین خونواده ی شوهرمن خخخ

پدرمادرمن میگفتنبرو بمون خونشون شوهرته زیاد نزاردورشین ازهم.. میومدم میومدم هرازگاهی خونه مادرشوهرم. مادرشوهرم وسطمون میخابید خودشم بیچاره تاصب الکی چشماشومیبست که نکنه ماببوسیم همدیگرو 

وای عین خونواده ی شوهرمن خخخ پدرمادرمن میگفتنبرو بمون خونشون شوهرته زیاد نزاردورشین ازهم.. میومدم م ...

بازم خوبه یجا میخوابیدید اون وسطتون مارو اتاق های جداگونه مینداخت شوهرمم همیشه بعد اینکه همه میخوابیدن میومد پیش من میخوابید یبار صب زود داداشش بیدارشد دید پیشش نیس رفته بود دنبالش میگشت تا شنید ک پیش برادرشوهرم نخوابیده بدپ بدو اومد اتاق دید پیش منه رفت دعوا مرافه را انداخت ک مرد پاشو ببین حیا نداره هنو رفته تو بغلش خوابیده انگار استغفرالله بغل مرد نامحرم خوابیدم اصلا افکارا و فرهنگشون خیلی پایینه

گر جان به جان من کنی جان و جهان من تویی  سیر نمیشوم ز تو تاب و توان من تویی😻
بازم خوبه یجا میخوابیدید اون وسطتون مارو اتاق های جداگونه مینداخت شوهرمم همیشه بعد اینکه همه میخوابی ...

عب نداره مهم الانه عروسی کردیم راحت شدیم.. برامن عقدخیلی بدگذشت

عب نداره مهم الانه عروسی کردیم راحت شدیم.. برامن عقدخیلی بدگذشت

اره والا تموم شد راحت شدیم

گر جان به جان من کنی جان و جهان من تویی  سیر نمیشوم ز تو تاب و توان من تویی😻
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792