2777
2789
عنوان

کتک زدن شوهر

1720 بازدید | 27 پست

سلام دوستان من یه زن شاغلم از صبح 7که بیدار میشم تا شب12کار 

میکنم  با همسرم کافی نت داریم کار میکنم حالا 7تا8.30اینا صبحونه حاضر میکنم و...میرم دفتر پیش همسرم تا ساعت2بعد از ظهر دفترم  میایم خونه که نهار بخوریم و ... میشه ساعت3.15بعد از ظهر بعد ساعت 4.15اینا میرم باز باهمسرم دفتر شی ساعت 10اینا میام خونه یه شام میپزم میخوریم بعدش به فکر نهار فردا میشم یه غذا میپزم. دوباره برا فردا ظهر نهار که از سر کار میایم گرم کنیم بخوریم ...این روال ادامه میدم حالا شوهر منم میگه چرا مثلافلان لباسم اتو نداره میگم باشه وقت نکردم اتو کنم یامیگه فلان چیز رو گذاشتم یه چنروزه رو مبل یا رومیز چرا این چند روزه برنداشتی مونده همونجا تو به خونه و زندگیدل نمیدی و  بی سلیقه ای و تنبلی و...هزار تا برام زخم زبون میزنن میگم آخه مگه من بیکارم با تو میام سر کار دیگه وقت نمیکنم مثلا بردارم بخدا قسم باز اون خودش ظهرها یه ساعت بعد از غذا. رو استراحت میکنه من اونو هم ندارمتا جم کنم وظرف ها رو بشورم میبینم شد وقت رفتن  به دفتر .... امروزم سر اینکه من توسفره. کاهو هاروخرد نشده کذاشتم دعوا راه انداخت گفت چرا خردنکردی منم گفتم دیدی که با عجله غذا رو گرم کردم کاهو ها رو هم شستم زودباشه الان خردمیکنم ...دعوا راه انداخت گفت چرا همش سر کار رفتن روبهونه میکنی  حالا بحثمون شد اینم وسط بگم (پدر من مریضاحواله چون وقت نمیکنم بهش سر بزنم خونمون نزدیکه موقعه ظهر بعد خوردن غذا یه نیم ساعتی این وسط زود میرم به پدرم سر میزنم برمیگردم از اونجا به دفتر پیش همسرم  یعنی این اقا که از خونه خودمون برسه دفتر منم از اونطرف خودم رو میرسونم دفتر که حرفی نزنه اخه اونم حرف میکنه دعوا راه میندازه دعوامون نشه بخدا فوقش ۱ساعت نمیونم خونه پدرم برمیگردم ) امروز گفت چرا میری خونه پدرت همه روزه بمون خونه وقت داشته باشی به اونجا وقت داری به خونه نداری منم گفتم خوشم میاد انتظار داری اونجا هم نرم من میرم  تو استراحت میکنی کن از استراحتم میزنم میرم اونجا ...سر این حرفمبرگشت یبه بازو من مشت شد دوباره الانم بازوم سیاه و کبود شده  بعد دعوا کردیم زنگزد مادر خودش اومد حالا مادر شوهرم برگشته بهم میگه زنی که زبون داره باید کتکم بخوره ... حالا اینا هیچ موندم به مامانم اینا بگم زنگ بزنه به مادر شوهرم بگه این چه کاریه کرده پسرت یا نه

اخه این دوباره اینجوری منو میزنه همسرم اون بار زد کبود نبود فقط درد داشت اون بار مادر شوهرم توظاهر طرفدار من شد این دفه رک گفت حقته زیونت درازه زن که تو رو شوهرش وایسته کتک میخوره ....

حالامن گریه کردم گفتم پدرم مریضه وگرنه من این خونه نمیموندم برگشت عوض اینکه طرف منو بگیره بگه خونه پدرش میره که میره میگه حقته...

نمیدونم بگم برا مامانم جریان رویا نه؟

اخه احساس میکنم اینا میدونن من بخاطر پدرم که مریضه نمیرم   خونه پدرم قهر نمیکنم داره سو استفاده میکنه مادر شوهرم احساس میکنه من بی کس و کارم ......نظرتون چیه دوستان کمکم کنید....

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

شوهر قدر نشناسی داری 

حیف تو

فقط به امید این زنده ام که روزی درمان سی پی بیاد❤️ که منم نشستن و راه رفتنه پسره کوچولوم فرشته ی بی بالم و ببینم❤️ پسرم با تو، تو این جاده ها بدون امیدم میتونم زندگی کنم🫂

الهی بمیرم برات از خدا میخوام هر چی مادر شوهر بد سلیطه هست رو کره ی زمین محو کنه 🙏

خاعک عالم تو سرشون با این بچه تربیت کردنشون 

طرفشونم میگیرن تازه 

🤍 تو قشنگترین اتفاق زندگی منی 🤍  کاربری دستِ یه ملته 🙂

 مگ بچه اید ک‌تا ی کم بحثتون میشه خانواده هاتونو خبر میکنین شوهرتون واقعا شعور نداره بعدم وقتی میبینین قدرتونو نمیدونن براچی باهاش میرید سرکار بمونین خونه هم استراحت کنین هم خونه داری کنید وظیفه خودشه بره کار کنه پول در بیاره محل مادرشوهرتم نذار ولش شعور نداره

نرو کمکش بزار تنهایی کارا بریزه رو سرش بفهمه

بگو نمیام یه مدت نرو خودش میفهمه

سر فرصت کاراتو بکن به پدرت سر بزن

وظیفشه خودش کار کنه

تامین خوراک و پوشاک وظیفه مرده

💍♥️

برای چی موندی پای این زندگی؟؟؟؟؟ از طرز حرف زدن مادر ****ش معلومه طرز تربیتش و کلا طرز فکرشون چطوریه ...

چخبره انقد راحت برا زندگی مردم نسخه میپیچید بخاطر ی دعوای بچگونه دلیل نمیشه ادم بخواد طلاق بگیره بزنه زیر همه چی که لطفا برا خودتون انقد راحت نسخه طلاق بپیچید 

اگه کافی نت برا خودتونه نرو سرکار بشین به زندگیت برس حداقل میری یه شیفت برو مردا کلا حساسن تو جمع کردنو تمیز بودن خونه.بعدا پدرت مریضه چطور دلت میاد بری اینجوری بگی بهش خدا رو خوش نمیاد

الهی عزیزدلم شما اولا بنظر من دیگه با همسرت نرو سرکار یا قرار بزار فقط یه روزایی یا نیم روز برین و بیاین شما وظیفه ندارین! ضمنا فعلا دست بالا بگیر و برو خونه پدرت تا متوجه اشتباه بودن کارش بشه و با عذر خواهی بخواد شمارو برگردونه و شما هم شرط برگشتنتونو سرکار نرفتن اعلام‌میکنین 

عزیزم چرا میری سرکار که هم کار بیرون و کنی هم مسآولیت خونه روی دوشت باشه

بشین سر زندگیت،سرکار نرو،اونجوری میدونی فقط مسئولیت خونه با تو ئه،شوهرت که قدر زحماتت و نمیدونه پس چرا انقدر از خودت مایه میزاری

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز