یه پسری از دانشگاه بهم پیشنهاد داد من قبول نکردم و اونقدر با شخصیت و با درک و با ادب بود و پیگیر شد خر شدم 🥴😅
گفتم باهات وارد رابطه نمیشن اصلا امیدوار نباش ولی شاید بتونیم با هم دوست باشیم
یه دو متهیی میشه و فقط در حد چته و از دور تو دانشگاه همو دیدیم یکی دوبار
بعد الان دارم میبنم داریم هی صمیمی تر میشیم و هی به خودم میگم دیگ سر سنگین باش باهاش ولی دوباره باهاش صمیمی حرف میزنم
طولانی شدن این ارتباط چیز مسخره ای هست ولی مثلا امروز فوتبال داشت
برگشتم گفتم هه هه تیمت باخت
و اونم هی صمیمی تر میشه
به خدا خرم با این ک نمیخوام باهاش باشم ولی یه جوری سرگرمی م شده انگار
به خدا دختر خوبیم من نمیدونم چرا محکم نمیشم انگار بدمم نمیاد باهاش چت کنم 🥴