یکی از وحشتناک ترین چیزایی بود که تجربه کردم.
مخصوصا اینکه یه قدم تا فاجعه فاصله داشتیم.
اون لحظه که این اتفاق داشت میوفتاد، خانوادم بیرون بودن و ۴۵ دقیقه با ما فاصله داشتن، خواهرم داشت به اونیکی خواهرم که بیرون بودن زنگ میزد، اگه زنگ نمیزد و من اون لحظه نمیفهمیدم که اونا نیستن که اومدن خونه حتی خودم در رو براش باز میکردم