دارم برمیگردم از مسافرت ولی کوفتم شد همه ریدن هیکلم
نامزدم با بی اهمیتاش براش مهم نبودم
مادرم ی جور رید بهم جلو همه
ب پدرم میگم داداشم اذیت میکنه بزنش
برگشته جلو نامزدم میگه اره داداشت ۱نفر باشه بزنمش
تورو باید ۴ نفره بزنیم انقد ناراحت شدم هیچی نگفتم نشستم تو ماشین کوفتم شد مسافرت