زایمان سختی داشتم کل شکم رون و... تک خورده پوستم چهل تیکه شده با اینکه وزنم خوبه ۶۲ کیلوم اما پوستم خیلی داغون شد .. حال روحیم درست درمون نبود غربت زندگی میکردم دست تنها بودم حتی وقت نمیشد کارهای شخصی بکنم ... تا زد پسرم مریض شد زندگی من بدتر شد دوماهی از خونه شوهرم دور بودم ... همین اتفاق باعث شد ی زنی از شوهرم سو استفاده کن به دیلی آشناییی درد دل هایی چرت پرت با شوهرم بکنه اونم زنی ک از شوهرم بزرگ تر و بچه همسر داره ... شوهر منم از من پنهون میکرد تا وقتی ک فهمیدم زندگیم بدترم شد حالا من ی زنیم ک ویرانم خونه بابام نشستم و به بدبختیام فک میکنم به همه چی تو تاپیک های قبلی هست ... الان مشکل من خیلی چیزاست من روتین زندگبم از دست دادم اعتمادم رفته خودم از دست دادم توروخدا شما بگید چیکار کنم ایده بدید به خودم برگردم حس میکنم هیچی دیگ ندارم از صورت افتاده تو این چند وقت ی عالمه لاغر کردم ی عالمه خشم دارم داغونم شما حرفی بزنید برای ترمیم رابطه چیکار کنم برای ترمیم خودم چیکار کنم؟!
شوهرم خیلی پشیمون اما دل من شکسته