جمشید فک نکنم بمیره شاید ی جاش اسیب ببینه یا بشکنه ب مرور خوب شه و نتونه اون تایم مسافرت بره و کنسل شه حس میکنم کار امیر بود چون ب سعید گف چ گوهی بخورم اونم گف نمیدونم فقط ی گوهی بخور چون امیر ناراحت بود برا مسافرت رفتن اینا اگه کار این بوده باشه و شیرین بفهمه فک نمیکنم ببخشدش امیر داره گند میزنه درسته عاشقه ولی داره میرینه اگ تصادف کار این بوده باشه