اومده بود خونمون بعد من از وقتی اومد یکوب داشتم پیذیرایی میکردم و کل خوراکی اورده بودم
بعد تازه چایی خورده بودیم مامانم گفت هندونه بیارم بخورید؟ گفتم تازه چایی خوردیم خوب نیست
یهو گفت بگو بیاره چرا گفتی نیاره!
منم رفتم اوردم چنگال زد توش ی تیکشو خورد بعد با وجود چاقو ک اورده بودم با چنگال دهنیش همرو قاچ قاچ کرد بعد دوتا تیکه کوچیک خورد بعد گفت دیگه نمیخوام اینقد عصبانی شدم دوست داشتم خفش کنم بعد گفت حیفه بخورش گفتم من دهنی نمیخورم ببخشید
بعدم انداختمش اشغالی
چرا باید ینفر اینقدر بی شخصیت باشه