ی جایی میخواستن برن با خانواده همسرم
نه من دعوت بودم نه جاریم
جاریم گفت ما داریم میریم میای
من گفتم دوست داشتم بیام ولی به من چیزی نگفتن بدون دعوت نمیام درست نیس
هار هارت خندید گفت باشه خدافظ
دفعه بعد بخواد شوهرم بین منو بقیه صمیمیت بیجا ایجاد کنه یا اصرار کنه باهاشون هم صحبت بشم جرش میدم