بخدا من آدم بدی نیستم نسبت به همه مهربونم ولی....
شوهرم همه کار برام میکنه . دوستم داره ، اما همیشه فکر میکنه من نسبت به خانواده ش و فامیلش بددلم بااینکه اصلا اینطور نیست. حالا هروقت ولی خودش این رفتار و میکنه من از همشون بدم میاد . مثلا . امشب گفتم بریم خونه داییت. گفت ساعت هشت بریم گفتم من ساعت 8 و نیم کارم تموم میشه بهشون بگو طرفای 9 میایم .دیگه شروع کرد منم از این به بعد با فامیل شما همیکارو میکنم دیر میرم تو فرق میزاری . بااینکه هفته قبل خونه خاله م کار داشت ساعت 9 ونیم رفتیم . تو این هفت سال همیشه فکر کرد خانواده شو نمیخوام ..... حالا یک چیز بگم مامانش همیشه از خانواده پدریش گله میکنه د پیش اینا و کلا گذاشته کنار خانواده شوهر شو حتی آلان دو ساله پیش مادرشوهرش نرفته ولی همیشه میگه من مبخوامشون اونا منو نمیخوان ....من میدونم بخاطر همین شوهرم اینحوری ه همیشه ترس داره .ولی من همه کار کردم بدونه من هستم براشون ولی نمیفهمه . دیگه ه
خسته شدم برای همین از همشون بدم میاد