سه ماه پیش یهو دستشو گذاشت پشت کمرم ،من خودمو کشیدم کنار بازم گذاشت ...برای اینکه ازم فاصله بگیره به بهونه یکی از مدارک فرستادمش اتاقش ...وقتی رفت گفت بیا اتاقم ...رفتم گفت بیا جلو یه لحظه ...بخدا نمیدونم چرا ب حرفش گوش دادم ...اصلا نمیدونستم باید چیکار کنم ..رفتم یه قدم جلو گونمو بوس کرد ...تا مرز استعفا رفتم ولی بخاطر عملم و اینکه عذرخواهی کرد ازم منصرف شدم
الان زیاد نمیبینمش خداروشکر و خیلی فاصله رو حفظ میکنه
پیش بقیه ک اصلا ،تنها هم باشم باهاش گاهی ..حرف یا حرکتی نمیکنه که بترسم
ولی من از اون روز حالم بده ،به کسی هم نگفتم اصلا
من چرا حالم بده بعد ۳ ماه؟
میخوام برم پیش روان شناش ،اینم بگم که من شرایطم یکم خاصه با شرایط پاره وقت من اکثر جاها منو نمیپذیرن