یادمه دبیرستانی بودیم ی معلم دینی داشتیم خیلی عقده ای بود و کلاس میزاشت که معلمع همیشه تحقیرمون میکرد و بدترین حرفارو میزد بهمون
ینی خیلی خیلی بد بود هیچکس تو مدرسع نبود از این متنفر نباشه
خلاصه یبار سرکلاسش من از یچیزی خندم گرفت تعدادمونم زیاد نبود همه هم پایه بودیم بقیه هم خندیدن
گفت چه مرگتونه میخندین موضوع چیه که میخندین بگین منم بخندم یکی از دوستام برگشت بهش گفت موضوع ....ننت و ..... عه
دوتا فحش زشت داد😂😂😂بهش گفت حالا بخند
اینم همون لحظه مدیر و آورد ماها هم همه گفتیم قصیه چیه کسی همچین حرفی به این خانم نزده خودش توپش پره
مدیرم حتی متنفر بود ازش و باورش نمیکرد
ینی اون روز عشق کردم😂