من مادر بشدت سمی و منتقد و انرژی منفی دارم ۲۴ سالمه همش بهم میگه ترشیدی موندی همش دنبال نکات منفی تا ایراد بگیره و مسخره کنه بشدت عصبیه نمیشه باهاش حرف زد تا بیای درد و دل کنی تو دعوای بعدی همشو میزنه تو سرت همه چیو به روت میاره و برات ارزش قائل نیس این صفات مادرمه
منم بشدت عصبی شدم و حالا خودمو کنترل میکنم ولی حال و حوصله هیچی رو ندارم مشکل دارمنمیتونم درس بخونم چون ذهنم آشفتس همش استرس و اظطراب دارم الان کمی از حالت افسردگیم بهتر شده ولی از درون حس تهی بودن دارم
بنظرتون با واکنش نشون ندادن و اون هارو به حال خودشون گذاشتن درست میشه؟ من همش اینکارو میکنم ولی اونا هر روز وقیح تر میشن حوصله بحث ندارم حوابشونم ندادنی زورگو تر میشن مثلا حتی خواهرم که ۱۱ سال ازم بزرگتره دهنمو پاره میکنه
دیگه حال زندگی ندارم