بچها شوهر جاریم و شوهرمن دوتامتفاوتن جوریکه شوهرمن کارای مامانشو گاهی خواهرشو،انجام میده برعکس شوهرجاریم همیشه توخونه پیش هم در کمال ارامش دارن زندگیصونو میکنن خیلی خستم بارها سرهمین باهمسرم بحثم شده اخا چرا من اینقد گوه شانسم حتی حوصله دعواهم ندارم دیگه شوهرمنم ماموریت میره اون مدتی ک مرخصیه هم درگیر بقیس