2777
2789
عنوان

تهدیدم کرد❗

155 بازدید | 11 پست

همکارم یه مرد مسن متاهل هیز که تقریبا ۴۰_ ۴۷ سالشه دخترش هم از من ۲-۳ سالی کوچیک تره

امروز بحثمون شد که تقریبا عادیه، بعد اینکه یکم‌سرمون خلوت تر شد اومد بالا میزم گفت با من یکی بدو نکن و پا رو دمم نذار و من خیلی بدجور عصبی میشم!

منم احساساتی و لوس سریع اشکم دراومد و بغضم سنگین شد

زنگ زدم به صاحبکارمون، اومد تا دیدمش بغضم بالاخره ترکید اونم تعجب کرد

ادامه ش پایین


بعدش با همکارم صحبت کرد و حرفای اونو شنید و بعدش حرفای منو شنید

چند دقیقه بعد صدام کرد که بیا بیرون،بهم گفت از اخلاقش به دل نگیر و اینا توهم کاری به کارش نداشته باش و سعی کن که رفتارت رو توی سرکار کنترل کنی

بعدش به همکارم گفت بیاد ازم عذرخواهی کنه

اونم پروبازی دراورد و گفت تو مثل دخترمی و عذرخواهی نکرد منم گفتم شما با دخترت اینطوری رفتار میکنی؟ایراد نداره و برو

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

همین ک مجبور شده عذرخواهی کن کافی اتفاقا خوب همین اخلاقت ادامه بده... بیزبون بازی دربیاری اخراجی

سرکار قبلیم بی زبون بازی دراوردم و اخرش من گناهکار شدم و دیگه استعفا دادم.. ایندفعه سعی کردم دیگه ادم بده داستان نشم،از حقم دفاع کردم نمیدونم چقدر موفق بودم یا نه..

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792