هنوز از جنجال قبلش نگذشته بود که بازی جدید شروع کرد😂 ما خونمون بین تهران و کرجه و مثل اینکه امشب کرج زلزله امده ولی سمت ما چیزی حس نشده بعد من و شوهرم بیرون بودیم که مادرشوهرم زنگ زده اره زلزله امده ما میترسیم پاشو بیا اینجا شوهرمم گفت این سمت فکر نکنم لرزیده باشه بعد به من گفت بریم؟ منم فردا هم کلاس دارم هم یه عالم مهمون دارم واقعا کار داشتم گفتم میدونی که کار دارم اونم به مادرش گفت نه زنم کار داره
رسیدیم خونه دیدم باز زنگ زده شوهرم گریه و زاری 😐 موندم چی تو سر این عجوزه میگذره که زنت چکار داشت نیومدید اینجا مادرت ول کردی باز کلی عذاب وجدان داد شوهر من… اونم با من یکم رفت تو قیافه ولی چیزی نگفت
بریدمممم از دستش بخداااا😭😭