سلام خوشگلا منو خواهرم یه دوست مجرد داریم تولد میخواد بگیره توی باغ محمد شهر کرج سه تا ۸ شب زنونه،جالبه ک فقط منو خواهرم اعتراض کردیم ک جاش امن نیست برای چندتا دختر تنها تا برگردیم ۹ شب شده،پیشنهاد دادم تایمش صبح تا بعدازظهر باشه لااقل،چیزی ک اذیتم کرده همیشه تنها کساییک بااین شرایط بیرون رفتن رو باهاش مخالفن منو خواهرمیم برای همون میگم نکن ما سخت میگیریم و فلان شما،بقیه اصلا براشون مهمم نیس البته اینم هست مجردن همه یا خاله های خودشن ک باغ مال خود خاله هاست،ممنون میشم بگید شما بودید چیکار میکردید
نظر منم همینه شنیدم محمد شهر محیط بدی داره شوهرمم میگ مرد و برمیدارن میبرن اونجا چ برسه چندتا دختر،فقط ازین ناراحتم نکن بگن منو خواهرم همیشه نه میاریم و ما ساز مخالف میزنیم
باز خودت میدونی آماده کردن وسایل آماده شدن خودش همه اینا زمان میبره خواسته راحت باشه انداخته بعد از ...
منم ییار بهش گفتم وقتی اینهمه ادمو بخوای بکشونی اونجا مسئولیت همه اینا باتوعه خدایی نکرده ب یکی چیزی بشه همه ازچشم تو میبینن ،من میگم ادم باید ب شرایط بقیه هم فکرکنه نه اینک فقط راحتیه خودشو ببینه