از صبح که چشامو باز میکنم غم عالم میاد سراغم
بچه بزرگه هرلحظه داره گریه میکنه برای کوچکترین چیزا
صدای گریه ی الکیشو میشنوم اعصابم بهم میریزه
کوچیکه هم بیش فعاله
نمیدونید زندگی با بچه ی بیش فعال چه جهنمیه
شوهرمم که از هیچی نمیگم فقط سپردمش بخدا که هرچی زحر بود من کشیدم ازین نامرد
خیلی خستم
پناهی ندارم
دلم میخواد یه مدت هیچکسو نبینم