2777
2789

چند روز پیش ماد  خونه خالم بوده

دختر داییم هم اونجا بوده دختر داییم جلو مادرم به مامانبزرگم گفت که منو دم مسجد دیده 

مادربزرگم گفت باهاش سلام علیک کردی دختر داییم گفت نه هههه یه جوری گفته نه که عارش بیاد با مم حرف بزنه سری بعدی تو مهمونی های فامیلی دیدمش چه طوری باهاش برخورد کن اگه سلام کرد

تو صورتش نگاه نکن نادیدش بگیر

من عاشقِ؛ کانروس کثیف ، زرشک پلو ، لاک های تیره ، ریاضی ، شوری نمک ، لباس های نخی ، ابر ها ، تاریخ ، گوشواره های اویزون ، فلسفه و منطق ، مژه های بلند ، ادبیات ، چای ، اسمون و هر چیزی که به اسمون مربوطِ ، زبان های مرده ، کتاب های مقدسِ ادیان وَ وسواس هستم.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز