خدا شاهده این که میگم یه داستان واقعیه
اوایل عروسی یه موضوع مهمی که مادر شوهرم باعثش بود و من چندین ماه گریه کردم به خاطرش دو سال پیش ماه رمضان تصمیم گرفتم ببخشمش و خودم سبک شم قلبم سبک سه سخت بود ولی بخشیدمش
چند ماه بعد مادر شوهرم اومد خونه امون گفت هیچ وقت یادم نمیره اون روز رو که فلان حرف رو بهم زدی من و شوهرم شوکه شدیم چون اون روز ضربه خیییییلی بدی بهم زد و من بدونم هیچ حرفی رفتم و تا صبح گریه کردم و تا چند ماه گریه میکردم به خاطر اون حرفش نتیجه بخشش من شد گلایه 😂😂 منم بخششمو پس گرفتم گفتم خدایا بذار برای روز حسابرسی پدرش رو در بیار 😂😂