2777
2789
عنوان

انتقام

447 بازدید | 33 پست

سلام‌.دیروزیکی از دوستای مامانم زنگ زد بهش.اینا یه خاهر دارن مامانم دورادور میشناستش.این خاهره یه دختر ۲۴ ساله داره و یه پسر که تو سن ۱۶سالگی یعنی ۴ سال پیش میره زیر تریلی و ضربه مغزی میشه.پدرشونم دو سال بعد پدر من فوت میکنه یعنی سال ۸۱خلاصه مامانم حال خاهر دوستشو پرسید اونم یهو زد زیر گریه گفت سه ماهه پیش مرد.مام تعجببب کردیم مامانم گفت ای وای چرا خبر نشدیم بیاییم برای تسلیت.گفت بخاطر دخترش اصلا نتونستیم به بقیه بگیم.مامانم گفت عه راستی دخترش خوبه(عقد بستس)طفلکی مادرش عروسی تنها دخترشو ندید و رفت.کاش بود حد اقل بعد اینهمه سختی عروسی دخترشو میدید‌...دوست مامان یعنی ناهید خانوم یهو سر درد دلش واز شد گفت خاهرمو دامادش کشت و از دست اون دق کرد و اینا.

مامان گفت چی شده مگه گفتش خاهر من سر دردای شدید میگرفت گاهیم چند روز بستری میشد بخاطر اعصاب.این دامادش اینقدر ازش ایراد گرفت و اذیتش کرد و تهدیدش کرد که دخترتو میبرم نمیزارم ببینیش و اینا.شب اخرم میزه شب بمونه خونه ی خاهرم.که باز احسان خان از غذا ایراد میگیره و سر اینکه خاهرم میگه اقا احسان من مثل مادرتم و نباید اینقدر اذیتم کنی من همین جور بلد بودم.ببخشید خوب نشده.سروصدا راه میندازه به طوری که همسایه ها میریزن بیرون بعدم ظرف میشکنه و از خونه میزنه بیرون.این زنش (نیلا)هم که تو خونه بوده زنگ میزنه  به شوهره و با شوهره حسابی میزنن به تیپ و تاپ هم.بعد دختره میره تو پذیرایی میبینه مادرش پخشه زمینه و لا جون صداشم در نمیاد.خلاصه شکه میشه و همسایه ها میزنگن امبولانس.میبرنش بیمارستان و نیلا زنگ میزنه به من( خاله ناهید).منم که رفتم بیمارستان  دیدم نیلا نشسته جلو در اورژانس و به یه طرف خیرس‌.یه ربع بعدم احسان رسید گفت همسایه ها خبر دادن.نیلا ام بیمارستانو گزاشت رو سرش که این عوضی قاتله این مادرمو کشته و اینا.بعدم یقه ی احسانو گرفت و گفت وای بحالت اگر مادرم سالم نیاد بیرون از اتاق بیرون اونوت کاری باهات میکنم که ارزوی مرگ کنی‌...وای به حالت..وای.بعدم که دکتر میاد و میگه بی هوشه و احتمال سکته ی مغزی میده و  احسان هم بیمارستانو ترک میکنه.و بعد سه روز بی هوشی در نهایت فوت میکنه.نیلا ام سر مراسم خیره شده بود به احسانو اصلا گریه نمیگرد.خلاصه نیلام کلا با همه قطع ارتباط بود و اصلا با کسی حرف نزده تا چهل ‌که پدر مادر احسان میگن حالا اتفاقیه که افتاده و دیگه بعد دوسال عروسمونو ببریم.خالش میگفت بعدش من فهمیدم نیلا درخاست طلاق داده.هرچیم اصرار و التماس کردیم فایده نداشت نه با کسی حرفرمیزد نه حاضر بود برن مشاوره.فقط حرفش این بود که احسان قاتله منم نمیتونم تحملش کنم.الانم به احسان گفته منتظر انتقامم باش اگر طلاقم ندی بلایی سرت میارم که ارزوی مرگ کنی....

میگفت هر روز منتظریم که یه خبر بدیم.خیلی نگران بود

نظر شما چیه؟

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اون پسر و خانواده اش چه پر رو بودن باید از خجالت میمردن خاک تو سرشون خاک بر سر خانواده هایی که پسر نادون و گند اخلاق تربیت میکنن میندازن به جون دخترای مردم

جواب ابلهان خاموشی است

چرا بعضی مادرها انقدر جلو داماد کوتاه میان؟ 

مگه دختر مونده رو دستشون؟ 

عذرخواهی بابت غذایی که زحمتشو کشیدن تدارک دیدن و طرف از روی بخار معدش داره بی حرمتی میکنه و جای تشکر ایراد میگیره، معنی نداره. 

خدا مادر این دختر عزیز رو رحمت کنه

به نظرم کار خوبی کرده درخواست طلاق داده

اون مرد آدم نیست

لطفا پیام خصوصی نفرستید. متشکرم

چقد عوضی بوده دامادش..مرتیکه تو عقد انقد بی حیا که بیاد سر غذا ایراد بگیره ظرف بشکونه؟!!قاتله دیگه شاخ و دم داره؟

‏همه رنج‌ها از آن خيزد كه چيزی خواهی و ميسر نشود,چون نخواهی رنج نماند..خُنُک آنكه جوينده‌ی چيزی بود كه آن چيز به جستن بیارزد... مولانا
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

باشگاه

جاریتون | 54 ثانیه پیش

کمبودآهن

rozana99z | 1 دقیقه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
توسط   نخودی_سابق  |  1 روز پیش
توسط   setin98  |  2 روز پیش