بابام میخواست بره توی املاکی کار کنه که رئیس شرکت قبلی زنگ زد بیا سر کار و فلان مونده الان به من گفت نیت کن ۲ تا کاغذ یکی بنویس املاکی یکی دیگه هم اون کار بزار لای قرآن هر کدوم اومد تو دستت اول من نیت کردم کاری که به سلامتیمون ضربه نزنه موفق باشه توش و فلان ۲ بار اول املاکی شد بار آخر اون شغل بابام معتقده توی املاکی باید دروغ بگی وگرنه موفق نمیشی که درآمد خوبی کسب کنی و این کار درست نیست منم دلم شور میزنه که نکنه اون کار دیگه به ضررمون باشه