وای من شاید صدبار این حسو تجربه کردم حسشو قشنگ می فهمم مخصوصا اون صبحی که بیدار میشی ویهو یادت می افته چی شده انگار یه جایی خالی وسط قلبت درست شده که پر نمیشه تا مدتها ولی خب ما انسان هستیم و به امید زنده ایم
طبق تجربه خودم که دوسال بعد اون چیزی که میخواستم برام رقم خورد میگم که یه حکمتی داشته اولین حکمتش اینه که دوباره پاشم باز تلاش کنم تا بیشتر رشد کنم تا بزرگ تر بشم و جایی که فکرش نمی کردم دیگه فکر کردم آخرشه تمام آرزوهام تموم شد دوباره متولد شدم انشالله به اون چیزی که میخوای برسی فقط صبر کن و ادامه بده ناامید نشو چون تو بازنده نیستی
عزیزم خوشحالم که تونستم یکمی آرومت کنم وای واقعا حرفای کلیشه ای نمیزنم من شرایط بدی داشتم کلا بریده بودم افسردگی کنکور از طرفی خیلب زود بزرگ شدم خیلی چیزا از بچگی تجربه کردم تو سن 16 سالگی ازدواج کردم و خب نمیدونم بتونی تصور کنی که خرخون کلاس باشی انقدر فعال باشی و با ازدواج خونه نشین شی دیگه نتونی درس بخونی یعنی اعتماد به نفسم کلا نابود شد کنکورم گند زدم بعد با مخالفت همسرم برای درس خوندن مواجه شدم ولی خب همه اینا خیلی ضربه زد خیلی زخم شد برام که هنوز خوب نشده من تو دورانی که همه دخترا تو دنیا صورتیشون بودن که دغدغشون درس و خوش گذرونی بود بزرگ شدم میدونی عقده شده برام اینا گفتم تا لمس کنی واقعا چون خودم باور نمیکردم درست شه ولی واقعا خدا هست ناظره گوش میکنه به درد و دلات الان دانشجو معلمم خداروشکر 21 سالمه آینده کاریم تضمینه مستقل شدم و خیلب چیزا بهتر شده نمیخواستم سرت درد بیارم یا پز زندگیم بدم هر چند خیلب گل و بلبل نیست اما بازم شکر اینا گفتم تا انگیزه بگیری ناامید نشی چون به دنیا نیومدی فقط درد بکشی به دنیا اومدی با دردا بزرگ شی تا به جایی برسد که چیزی نتونه بهت ضربه بزنه وه به هرچی میخوای برسی فقط باید باورش کنی