نظرتون خیلی برام مهمه دوستای نزدیکم که به عینه دیدن شرایطو میگن ازدواج کن یسریا میکن صبر کن
پدرم معتاد بیکار مادرمو ندیدم نوزادی جدا شدن با خانواده پدری بزرگ شدم تو خونه مادربزرگم بیمار سرطانی خواهر دوقلوم معلول
عموهام معتادن تو خونه
بعد مادربزرگم نه کسیو دارم نه جایی برای زندگی
معلمم ولی انقدر هزینه های زندگی بیماری خواهرم سخته که نمیتونم پس انداز کنم
خواستگارم ۲۵ سالشه من ۲۴
دوتا خونه ماشین زمین مغازه داره که پدرش داده الان همه رو داده اجاره و ترم اخر یکی از رشته های پیرا پزشکیه
شغل الان نداره
پدرش سرهنگ عموها نظامی خانواده مادری هم داییاش شهردار فرماندار اینا
خانوادش کامل درجریانن سنتیه حتی پدرشم شرایط رو میدونن
تک فرزند
مشکلم اینه ظاهرشو دوست ندارم یکمم چون کلا تجربه نداره رفتاری پخته نیست
رفتار بدی ازش ندیدم دوهفته ای میشه داریم آشنا میشیم
ولی نمیدونم تصمیم چی بگیرم