2777
2789

اولیش دختر عموم که دو سه سال پیش خونه مامان بزرگم بودیم لایو گرفته بود دوستاشم بودن تو لایو که پرسیدم کی پیشته گفت دختر عموم برگشتن گفتن همون حسوده؟

که دختر عموم خواست جمعش کنه گفت منظورشون دختر خالمه اشتباه گفتن

من هیچوقت بهش حسودی نکردم همیشه مث خواهرم میدونستمش ازون روز دیگه هرچی برام تعریف میکنه رو نمیتونم با ذوق قبل گوش کنم و همراهیش کنم که خب این رفتارم بدتره اما خب نمیشه



دومیش مال دختر داییمه که خودش به ظاهر می‌دونه چقدر دوستش دارم و همیشه وقتی حالش بده چقدر بهش دلداری میدم و پیششم

خیلی برای اینکه اتاقشو تو خونه جدیدشون بچینه ذوق داشت منم همراهیش میکردم چیزایی که میگفت رو اما الان چند ماهه اتاقشو درست کرده اصلا به من نگفت من تو تصویری دیدم گفتم وای عکسشو بفرست ببینم با( ذوق اینو گفتم) گفت بعدا میفرستم بهشم پیام دادم اصلا جواب اون قسمتو نداد یا گوشیشو از تو عکسی که تو آیینه گرفته بودم دیدم عوض کرده گفتم مبارک باشه خوب کاری کردی اینا برگشت گفت نه قابشو عوض کردم منم گفتم باشه

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

حس میکنم زیادی از خودم ذوق نشون دادم برای کارایی که کردن و زیادی همراهیشون کردم

من ادم درونگراییم و زیاد حوصله تعریف و اینجور چیزا ندارم دوقی هم که نشون میدادم زیاد از حدی بود که خوشحال بودم و حس میکنم شاید واسه اینه که فکر میکنن من حسودی میکنم ولی خدا شاهده من هیچوقت هیچوقت اینطوری نبودم 🥺

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108