2777
2789
عنوان

قهر مادرشوهر

134 بازدید | 8 پست

خانما من یه دختر ۵ ماهه دارم و اولین نوه خانواده همسرم هست و خواهر برادر همسرم بچه ندارن، بعد هفته قبل رفتم خونه مادرشوهرم که خونشون ۱ ساعت با ما فاصله داره، مادرشوهرم گفت من الان باید ۷ ۸ تا نوه میداشتم نازنین گدا بعد از چند سال یکی برامون اورده، منو گفت یعنی، منم گفتم خب به بقیه بچه هاتون بگین، خودتون کمکی داشتین بیشتر می‌آوردین نه من که تو شهر غریبم یهو گفت من کمکی داشتم؟ مگه تو خودت تنها زاییدی؟ من دیگه جواب ندادم 

تا جمعه که قرار بود ظهر برگردیم خونه یهو گفت برین خونه مادرم سر بزنین، شوهرم گفت من دیشب دیدمش الان حال ندارم یهو مادرشوهرم با لحن تند و بد گفت باریکلا میگه حال ندارم اون از دیشب که بهونه اوردین اینم الان

(روز قبلش چهلم پسر دایی شوهرم بود من و دخترم خونه تنها موندیم جایی نرفتم.)

یهو گفتم مامان منظورت از بهونه چیه ؟ گفت ها به درک که نرین، نمیخوام برین ، من ساده ام که به شما میگم

انقدر بهم برخورد انگار طلب داره ازمون

شوهرم گفت وسایل جمع کن برگردیم

ما برگشتیم از اون روز قهر کرده دیشب هم پدرشوهرم گفته خیلی از دست تو و نازنین ناراحته

شوهرمم گفته باشه، متلکاشو میگه قهرم میکنه؟ 

به نظر شما ما کار اشتباهای انجام دادیم؟؟ الان قهر اون درسته؟ من که زنگ نمیزنم بهش، اما ایا زنگ نزدن من درسته؟ 

زنگ نزن وگرنه دو تا حرف دیگه هم می خواد بارت کنه تا حرصش خالی مرده باشه 

ولش کن اینها از جایی دیگه دلشون پره تو سر عروس می کنند هر چی بی زبون تر باشی اوضاع بدتر می شه

الهم عجل لولیک الفرج

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

عزیز جان مادر شوهرت بنده خدا طبق سنش یه غرهای کوچکی زده ولی به نظرم شما هم بی توجهی کردید البته اینکه بچت کوچکه بهت حق میدم ولی به نظرم چیزی نشده زنگ بزن خودت

به نظرم اونجا که جواب مادر شوهرت دادی منظورت از بهونه چیه بد بود

اینجور موقع ها با لبخند یا با لوس کردن، قربون صدقه رفتن و بهانه و بچه آوردن رد کنید 

حالا یه سر هم مادر مادر شوهرتون میزدید در کل به نظرم اتفاق بزرگی نیفتاده به دل نگیرین


عزیز جان مادر شوهرت بنده خدا طبق سنش یه غرهای کوچکی زده ولی به نظرم شما هم بی توجهی کردید البته اینک ...

چون من از روز قبلش که با لفظ نازنین گدا خطابم کرد و همش میگفت چون به بچه غذا نمیدی برا همین کوچیکه و رشد نمیکنه دلخور بودم برا همین انگار صبرم لبریز شده بود و خب البته همیشه هروقت میگه برین فلان جا ما میریم، خیلی موقع ها ذوس نداریم بریم اما باز میریزم اما واقعا دیگه کم آوردم که اونو گفتم، یه جورایی بهم برخورد

وقتی دید همیشه میریم چرا گفت بهونه آوردین ؟ مگه تاحالا بهونه ای دیده بود از ما؟ 

چون من از روز قبلش که با لفظ نازنین گدا خطابم کرد و همش میگفت چون به بچه غذا نمیدی برا همین کوچیکه و ...

شما حق دارید کلا وقتی آدم بچه اش کوچک هست بخاطر مراقبت از بچه به لحاظ روحی و تحمل کم میاره منم خودم همین شکلی بودم ولی در کل اتفاق بزرگی نیوفتاده حساس نباش 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز