میترسم تو زندگیم خوشبخت نشم میترسم نامزدم نتونه خوشبختم کنه من خونه پدرم کم نداشتم من سنم خیلی کم بود وقتی آدم میاد تو خانواده شوهر میفهمه نمیدونم امشب عجیب دلم گرفته
میدونی آدم ی چیزای میبینه همچین حسایی میکنه من پرم گوجه سبز از کیلو ۴میلیونم خریده برام ولی این نامزدم مثلا ۲۰۰تومنم میگفت بالاس بخرم
یا دیروز حرف افتاد برگشت گفت من کصبحانرو تو مغازه میخورم
ناهارمم مادرم میاره ت ام ناهار برو خونه مادرت شامم ی روز خونه مادرم باشیم ی روز خونه مادرت تا ۱سال خودمونو جمع کنیم
بعد گفت روزی بهت ۲۰۰تومن بدم هم خرجی خونه هم خرجی خودت منم گفتم نمیخام ۲۰۰تومن مگ دست گدا میدی
یا مثلا گفت مرغ گوشت ازدواج کردیم هم ت از خونه مادرت بیار هم من بیارم بعد مادرشم گفت اره من دخترم ازدواج کرد روغنشم از خونه من میاوورد بعد گفتم من کلی ظرف ظروف جهیزیه خریدم برات وسیله درست کنم داخلش برگشت گفت تا ۱سال نداریم از این چیزا. خیلی آدم بهش برمیخورع میترسمم ب خانوادمم بگم