میگذره روزایی که گذشتنش آسون نبود
میگذره شبایی که از خستگی حتی شام نمیخوردم و میخوابیدم
میگذره این روزایی که به جای یه سال چندسال زندگی کردم از بس فشار روم بوده میگذره خواهر من این پل سخت زندگیم بگذره این لیسانس لعنتی بگیرم خیلی دست و بالم باز تر میشه خیلی فشار کمتر میشه