بابام دوقطبیه تنها زندگی میکنه من ی شهر دیگم قرص میخورد خوب بود نگو مخفیانه دوماهه قطع کرده الان عود کرده بیماریش باهمه دعوا کرده قهر کرده خاهر برادراشو ب باد لعن و نفرین میگیره ابرو ریزی میکنه با من ک دیگه نگم دشمنم شده شدید دکتر میگه بستری اما اگ بستریش کنم انقدر ازم کینه میگیره ک ممکنه اصلا بلایی سر خودش یا من بیاره